کتابهای چاپ شده در سال 1400

کتابهای چاپ شده در سال 1400


نوشتن زندگینامه به صورت شعر نوشتن زندگینامه به صورت شعر

 

نوشتن زندگینامه عزیزان شما به صورت کتاب شعر

نشر گنجور در نظر دارد زندگینامه عزیزان شما را به صورت کتاب  شعر پس از گرفتن شابک، فیپا، مجوز ارشاد،و انجام صفحه آرایی و جلد  کتاب به صورت کتاب در قطع جیبی چاپ نماید

شرایط این طرح در زیر اورده شده است

  • متن زندگینامه به صورت تایپ شده یا دستی با خط خوش  در اختیار انتشارات قرار گیرد تا بر اساس ان شعر درباره عزیز از دست رفته سروده شود.
  • قالب شعر به صورت کلاسیک و مثنوی می باشد.
  • سرودن اشعار و چاپ کتاب تقریبا دو ماه زمان می برد.
  • کتاب چاپ شده 50 ص در قطع جیبی می باشد
  • کتاب در تیراژ دلخواه سفارش دهنده چاپ خواهد شد
  • در صورت تمایل خانواده ها می توانند تعداد جلد بیشتری را سفارش دهند که فقط هزینه ی چاپ به هزینه ی کلی اضافه خواهد شد
  • کلیه حقوق برای خانواده شخص سفارش دهنده محفوظ می باشد.
  • نصف هزینه اول کار و نصف هزینه موقع چاپ کتاب پرداخت خواهد شد.
  • در صورت تمایل میتوان فقط شعر در تعداد بیت دلخواه برای سفارش دهنده سرود
  • سرودن اشعار مناسبتی برای تولد و جشن ازدواج  ولنتاین و اشعار خانوادگی و … پذیرفته میشود
  • هر متنی در هر زمینه ای به صورت شعر در قالب دلخواه شما انچاج خواهد شد.
  • سرودن اشعار برا سنگ قبر
  •  

 

در زیر چند بیت به عنوان نمونه آورده شده است

 

غزلی شیوا تقدیم به شادروان شروین روبن زاده –

 

می توانی بهتر از شروینِ من پیدا کنی ؟

می توانی مثلِ شروین ، درد را زیبا کنی ؟

 

می توانی مثلِ او با یاس همصحبت شوی؟

در  فضایی  آرمانی ، با  صنوبر  تا کنی ؟

 

بیست ویک مجموعه از باران بسازی بازمین

یک سحر دیباچه در آغوشِ دفتر جا کنی ؟

 

نیل را در مصرِ چشمانت بگویی با غزل

همچنین آینده در تقدیرِ خود بر پا کنی ؟

 

تا  که  هستی  آرزوهایت  تماشایی شود

یا اگر رفتی سحر را بی قفس اجرا کنی ؟

 

یا بفهمی آسمان هم دوستت دارد شدید

با   تعلّق   در   تمامِ  زندگی  دعوا کنی ؟

 

بینِ آهن پاره ها ، شعری شوی زخمی ترین

صحبتی شیرین تر از فرهاد با موسی کنی ؟

 

برده  بود  از  نیل  چشمانش  بدانی ارث ها

می توانی  نیل  را  مانندِ او  معنا کنی ؟

 

یافت او در بهمنی ، یک عمر جاویدانگی

گفت  مادر  می شود  پائیز  را  احیا کنی

 

مردِ خوش تیپم! بفرما می شود در سنِ کم

زخم را امّا دودستی ، مهربان اهدا کنی ؟

 

کرد با دستش دگرگون یک زمین پروانه را

می شود با لمسِ دستانت چنین بلوا کنی ؟

 

مادرش خیریّه ای با اسمِ شروین باز کرد

تا  بگوید  می شود  خورشید را  برپا کنی

 

درچنین خیریّه ای،احساس درمان می شود

می توانی  زندگی  را  مملو  از  لیلا کنی

 

می شود تبدیل اشکی هم به لبخندی زلال

می توانی  از  مقامِ  گریه  استعفا  کنی

 

مادرم  می گفت  خوابِ  آسمان  را دیده ام

می توانی بهتر از شروینِ من پیدا کنی ؟

 

 

 

 

به نمونه ای دیگر از شعر که زندگینامه شهید مسلح مرادی از شهدای کردستان استتوجه فرمایید

تقدیم به هنرمند شهید مسلح مرادی که در ششمین روز از تیر ماه سال ۹۵ آسمانی شد .

مرد می آید به دنیا استوار
سبز و عاشق ، سبز و عاشق در بهار

سوّمین روز از همان اردیبهشت
ماهِ گل ها ، ماهِ بلبل ، ماهِ کشت

مرد می آید که جانبازی کند
مردمی باشد ، سرافرازی کند

مرد می گوید که بیسارانی ام
نیستم آرام من طوفانی ام

چشم در چشمانِ شاهو می شوم
عاشقی ارزنده چون قو می شوم

کوهسالان را به فردا می برم
می روم آئینه ها را می خرم

در دُرود آینده سازی می کنم
عاشقم با عشق بازی می کنم

مسلحم رزمنده ای اورامی ام
شیرمردم ، در شجاعت سامی ام

مرد می آید بسیجی می شود
درد می آید بسیجی می شود

می شود تا شهر را یاری کند
شیرِ کردستان ، علمداری کند

ماردین اینجا دُعایت می کند
خانه می آید ، صدایت می کند

ماردین دلتنگِ بابا می شود
یک جهان غم در دلش جا می شود

باز می گوید که بابایم کجاست
مادرم! بابای زیبایم کجاست

چند سالی می شود تنها شدم
وای من ، اینگونه بی بابا شدم

نیستی ای بهترین مفهومِ عشق!
مثنوی در مثنوی محکومِ عشق!

می شود خوابم بیایی ای پدر ؟
سخت دلتنگم ، کجایی ای پدر ؟

می شود یک جمعه مهمانم شوی ؟
ناتوانم ، می شود جانم شوی ؟

در چنین هنگامه تنها مانده ام
من همان غمنامه ای ناخوانده ام

می شود من را بخوانی ای پدر ؟
غصّه هایم را بدانی ای پدر ؟

همسرت هم ، خیسِ باران می شود
در خیالش باز مهمان می شود

همسرت تنهاست دستش را بگیر
غصّه پابرجاست دستش را بگیر

دوستت دارد هنوز ای آسمان!
اوجِ احساسش تویی ، پیشش بمان

بوی عطرت در مشامش مانده است
یک سبد شعرانه از بَر خوانده است

چشم هایت را روایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

با سکوتی تیره همدم می شود
ناله از هر جا فراهم می شود

همسرت مهمان نوازی می کند
با پسر آینده سازی می کند

من شنیدم مردِ میدان بوده ای
موج چیزی نیست ، طوفان بوده ای

یا صمیمی با تفنگت بوده ای
پشتِ همرزمانِ جنگت بوده ای

کوهسالان را معطّر کرده ای
با تلی از کاستی سر کرده ای

ای تمامِ تار و پودت اعتماد
تازه سر تا پا وجودت اعتماد

می شوی آخر هنرمندی شهید
می سراید شاعری شعری سپید

خوشنویسی می شوی آینده دار
تازه عکّاسی پر از حسّ بهار

عکس هایت ، تازگی می آوَرَد
درد ، خوش آوازگی می آورد

خون ، هنر را جاودانی می کند
آسمانی ، آسمانی می کند

خون که باشد ، اوج می گیرد هنر
راستی هرگز نمی میرد هنر

ای هنرمندانِ اصلی! آفرین
نقشِ سربندانِ اصلی! آفرین

 

مشاوره رایگان

09120617283

09183775334

نوشتن زندگینامه به صورت شعر

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *