چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین در بستر طرحواره رها شدگی

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

اطلاعات کتابشناختی

‏سرشناسه

:

قائینی، فاطمه، 1373-

‏عنوان و نام پديدآور

:

بلوغ عاطفی زوجین در بستر طرحواره رهاشدگی و الگوهای ارتباطی/

فاطمه قائینی، لیدا لیل آبادی.

‏مشخصات نشر

:

تهران: گنجور، 1400.

‏مشخصات ظاهری

:

121ص. م س؛ 5/21×5/14.

‏شابک

:

350000ریال: 978-622-7726-39-8

‏وضعیت فهرست‌نویسی

:

فیپا

‏یادداشت

:

کتابنامه: ص. 109-121.

‏موضوع

:

زناشویی– ارتباط– جنبه­های روان­شناسی

‏موضوع

:

Communication in marriage—Psychological aspects

‏موضوع

:

بلوغ عاطفی

موضوع

:

Emotional maturity

موضوع

:

طرحواره (روان­شناسی)

موضوع

:

Schemas (Psychology)

شناسه افزوده

:

لیل­آبادی، لیدا، 1345-

رده بندی کنگره

:

743HQ

‏رده بندی دیویی

:

81/306

‏شماره کتابشناسی ملی

:

7727044

اطلاعات رکورد کتابشناسی

:

فیپا

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

فهرست مطالب

پیشگفتار 9

فصل 1:مقدمه×13

چند اصطلاح مهم.. 17

طرح واره رهاشدگی.. 17

الگوهای ارتباطی زوجین.. 17

بلوغ عاطفی.. 17

فصل 2:ارتباط: مبانی و مفاهیم×19

مفهوم و اهمیت ارتباط… 19

تاریخچه رویکردهای ارتباطی.. 20

تعريف ارتباط… 22

اجزای اصلی ارتباط… 22

پایه های ارتباط… 23

مهارت های ارتباطی.. 24

تفاوت های جنسیتی در ارتباطات… 25

الگوهاي ارتباطی.. 26

ارتباط زناشویی.. 27

طبقه بندی الگوهای ارتباطی.. 28

نظریه هاي الگوهاي ارتباطی.. 32

نظریه سیستم هاي خانواده 33

نظریۀ انتخاب گلاسر. 34

مدل خطی ارتباط… 38

رویکرد ارتباطی خانواده 39

رویکرد غنی سازي ارتباط… 40

فصل 3:طرح واره: ویژگی ها و ریشه ها×43

تعريف طرح واره 43

ویژگی طرح واره ها 44

نظریه طرحواره درمانی یانگ…. 45

طرح واره های ناسازگار اولیه. 46

سبک های دلبستگی.. 51

خلق وخو. 55

درک باورهای مرکزی… 56

باور مرکزی رهاشدگی.. 59

ریشه های تحولی طرحواره ها 59

نیازهای هیجانی اساسی.. 59

تجربه های اولیه زندگی.. 60

خلق و خوی هیجانی کودک…. 62

مکانیسم های تداوم طرح واره 63

ریشه های تحولی طرح واره ها 66

تجارب اولیه زندگی.. 66

تأثير خلق و خوی اولیه بر شکل گیری طرح واره ها 67

حوزه های طرح واره و طرح واره های ناسازگار اولیه  69

حوزه بریدگی و طرد. 69

فصل 4:بلوغ عاطفی: نظریه ها و مفاهیم×73

مبانی نظری بلوغ عاطفی.. 75

ابعاد بلوغ. 78

دوران ضعف نخست… 81

دوران قوت… 81

مراحل رسیدن به بلوغ عاطفی.. 82

انواع بلوغ از نظر کریستوفر (۲۰۰۱) به نقل از رحیمی(۱۳۸۷). 84

تقسیم نظریه های روان شناسی بر حسب نیروهای مؤثر بر شخصیت   91

1- نظریه های مبتنی بر تعارض…. 91

دیدگاه زیگموند فروید. 92

دیدگاه اریک اریکسون.. 94

دیدگاه اتورنک…. 95

دیدگاه دیوید بیکن.. 96

۲- نظریه های مبتنی بر تکمیل.. 97

دیدگاه کارل راجرز 98

دیدگاه آبراهام مزلو. 99

دیدگاه آلفرد آدلر. 100

دیدگاه اریک فروم. 102

٣- نظریه های مبتنی بر توافق.. 104

فصل 5:سخن پایانی×105

منابع.. 109

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

قسمتهایی از کتاب

پیشگفتار

عاطفه که یکی از ابعاد تعاملات زناشویی است عامل تفکیک کننده خوبی بین زوج های درمانده و غیر درمانده است)نولر و فیتزپاتریک،1990).بلوغ عاطفی به “توانایی هدایت و تسهیل تمایلات عاطفی برای رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده ” اشاره دارد( یوسف، رحیم، پا و می، 2011).  بلوغ عاطفی به معنای خو کنترلی درک می شود که محصول تفکر و یادگیری است. در واقع، یک شخص با بلوغ عاطفی، فردی است که زندگی عاطفی وی به خوبی تحت کنترل است(سینگ و همکاران،1990). برجسته ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش و در کنار آن، بی تفاوتی به برخی از محرک‌هایی است که بر فرد اثر می گذارد و او را دستخوش احساسات می نماید( منصور نژاد و همکاران،1392)

طرحواره ها الگوهای فکری هستند که نحوه ادراک و تفسیر تجربه را مشخص می کنند(شارف،1381).

بک می گوید طرحواره ساختاری شناختی برای گزینش ، رمزگردانی و ارزیابی محرک هایی است که بر ارگانیسم اثر می گذارند. وی معتقد است بر پایه مجموعه ای از طرحواره ها فرد قادر می گردد تا موقعیت خویش را در رابطه با زمان و فضا تعیین نموده و تجارب را به گونه ای معنی­دار طبقه‌بندی و تفسیر کند(بک،1964 به نقل از یانگ، 1397).

تمام طرحواره ها بر پایه وقایع آسیب رسان یا بد رفتاری دوران کودکی شکل نگرفته اند. ممکن است در ذهن یک فرد، بدون تجربه وقایع آسیب زای دوران کودکی، طرحواره وابستگی پدید بیاید. به این دلیل که در دوران کودکی کاملا تحت سلطه و حمایت والدین بوده است. با این وجود اگرچه تمام طرحواره ها، ریشه تحولی وقایع آسیب زا را ندارند ولی همه آنها مخل زندگی سالم هستند. طرحواره های ناسازگار اولیه برای بقای خودشان می‌جنگند. اگرچه فرد می داند طرحواره منجر به ناراحتی وی می شود، ولی با طرحواره احساس راحتی می کند و همین احساس راحتی، فرد را به این نتیجه می رساند که طرحواره اش درست است. معمولا ماهیت ناکارآمد طرحواره ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره خود و در تعاملاتشان با یکدیگر به گونه ای عمل کنند که  طرحواره های آن ها تایید شود حتی اگر برداشت اولیه  آن ها درست نباشد.

افرادی که طرحواره هایشان در حوزه رهاشدگی قرار دارد، نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آن ها به ثبات، امنیت، محبت و عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. بیمارانی که طرحواره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار می‌گیرد، اغلب بیشترین آسیب را می بینند. بسیاری از آن ها دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی به گونه ای نسنجیده و شتابزده از یک رابطه خود آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی اجتناب کنند. اعتقاد دارند که روابطشان با افراد مهم زندگی ثبات ندارد.(یانگ و همکاران،1397، ترجمه حمیدپور و اندوز)

طرحواره ها حالت ابعادی دارند، بدین معنا که از نظر شدت و گستره فعالیت در ذهن با یکدیگر فرق دارند. هرچه طرحواره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیت ها می تواند آن را فعال کند. (یانگ و همکاران،1396)

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

 

فصل 1

مقدمه

 

خانواده به عنوان واحد اجتماعی، کانون رشد و تکامل، التیام و شفادهندگی، تغییر و تحول، آسیب ها و عوارض است که هم بستر شکوفایی و هم بستر فروپاشی روابط میان اعضایش میباشد. اهمیت خانواده سالم در اینجاست که همزمان براي زن و مرد موجبات تبادل فکر و اندیشه در آن موج میزند و هم افراد خانواده با توجه به کارایی و توانمنديهاي خود در مورد مسائل مشترك تصمیم میگیرند (شعاع کاظمی، 1389 ). اگر کانون خانواده در برگیرنده ي محیط سالم و سازنده و روابط گرم و تعامل بین فردي صمیمی باشد میتواند موجب رشد و پیشرفت اعضاي خانواده شود، همه ي زوجین خواستار آن هستند که زندگی زناشویی توأم با خشنودي، رضایت و موفقیت داشته باشند. تعهد از جمله ویژگی هایی است که میتواند یک خانواده سالم و بهنجار را از یک خانواده ناکارآمد تمیز دهد (نژاد محمد نامقی، 1388).

از مواد مدنظر هر زوجی در ازدواج داشتن ارتباط مناسب با همسر است. ارتباط روشن و موثر بین افراد خانواده موجب رشد احساسات و ارزش ها می‌شود و ارتباط موثر سنگ بنای خانواده سالم و موفق است؛ به عبارتی دیگر وقتی اعضای خانواده از الگوهای ارتباطی موثر استفاده میکنند، انتقال و درک واضحی از محتوا و قصد هر پیامی دارند، نیازهای روانی یکدیگر را ارضا میکنند و ارتباط و شرکت در اجتماع را تداوم میبخشند. بنابراین الگوهای ارتباطی شخصیت، یادگیری، اعتماد به نفس، قدرت انتخاب و تصمیمگیری منطقی افراد خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و یکی از ریشه‌های اصلی مشکلات مختلف خانواده است(جاویدی،1390). در این میان ارتباط زناشویی به عنوان طولانیترین و عمیق ترین نوع ارتباط همواره مورد توجه بوده و عبارت است از: فرآیندی که طی آن زن و شوهر چه به صورت کلامی در قالب گفتار و چه به صورت غیرکلامی در قالب گوش دادن، مکث کردن، حالت چهره و ژست های مختلف با یکدیگر به تبادل احساسات و افکار میپردازند(گلدنبرگ و گلدنبرگ[1] ، 2013)

طرحواره های اولیه [2]باورهایی هستند که افراد درباره خود، دیگران و محیط دارند، و به طور معمول از ارضا  نشدن نیازهای اولیه به خصوص نیازهای عاطفی در دوران کودکی سرچشمه میگیرند(زانگ و هه[3]،2010). این نیازها عبارتند از: دلبستگی ایمن به دیگران، خودگردانی، کفایت و هویت، آزادی دربیان نیازها و هیجانهای سالم، خود انگیختگی و تفریح، محدودیت های واقع بینانه و خویشتنداری(یانگ[4]  و همکاران،1397).

طرحواره ها به شخص کمک میکنند تا تجارب خود را راجه به جهان پیرامون سازمان دهند و اطلاعات دریافتی را پردازش کنند(مالتبی و دی[5]،2004). هرچه طرحواره ها ناسازگارتر باشند باعث رضایت زناشویی کمتر(حمیدپور و اندوز،1397) صداقت، نزدیکی، استحکام رابطه، سازگاری، احساس اعتماد و قابلیت پیش بینی کمتر در زندگی زناشویی و صمیمیت کمترمی شود(مالتبی و دی،2004).

بلوغ عاطفی توانایی افراد برای مدیریت عواطف خود و همچنین ارزیابی حالت‌های عاطفی دیگران در روابط بین‌فردی، به‌منظور اتخاذ تصمیمات و اقدامات مناسب تعریف می‌شود. برجسته‌ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش و در عین حال بی‌تفاوتی به برخی از محرک‌هایی است که بر فرد اثر می‌گذارند و ممکن است او را دستخوش احساسات منفی ‌کنند (رافیدالی، 2017).

وقتي فردي احساساتش را بشناسد و در تعامل با ديگران بيان کند و به کار ببرد، ميگوييم اين فرد به بلوغ عاطفي رسيده است. چنين فردي ميتواند به شکل صحيحي احساساتش را ابراز کند. همچنين احساسات ديگران را نيز به همان خوبي شناسايي و درک مي کند. اگر فردي بتواند خودش را از ديگران مجزا کند و افکار، ايده ها و خواسته هاي مستقل داشته باشد، استقلال عاطفي دارد. به همين دليل است که کارشناسان تاکيد مي کنند رسيدن به بلوغ عاطفي و استقلال عاطفي، يکي از مهمترين مشخصه هاي تصميم گيري در زندگي است(پاجاريس[6]  و شانک[7]،2011). بنابراين با توجه به موارد فوق در اين  کتاب  سعي بر آن شد که بررسي رابطه بین طرحواره رهاشدگی و الگوهای ارتباطی با بلوغ عاطفی مورد بررسی قرار گیرد.

اولین و مهمترین زیر مجموعه خانواده زیر مجموعه زن و شوهری است و مطالعات زیادی نشان داده اند که کیفیت ارتباط بین زن و شوهر قوی ترین پیش بینی کننده رضایت زناشویی است(روح شهباز،1385). ارتباط زناشویی عبارت از فرآیندی است که طی آن زن و شوهر چه به صورت کلامی در قالب گفتار و چه به صورت غیر کلامی در قالب گوش دادن ها، مکث ها، حالت چهره و ژست های مختلف با همدیگر به تبادل احساسات و افکار می پردازند. یکی از راه های نگریستن به ساختار خانواده این است که به کانال‌های ارتباطی که از طریق آن ها اعضای خانواده، بویژه زن و شوهر، با همدیگر به تعامل می پردازند، پرداخته شود.  به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می افتند الگوهای ارتباطی گفته می شود و مجموعه ی این الگوها شبکه ارتباطی خانواده را شکل می دهند(ترنهلم و یانسن،1996).

عواطف منفی رو به افزایش در تعامل بین زن و شوهر ممکن است عامل مداخله گر در توانایی شوهر برای رمز گردانی پیام های همسرش باشد(نوتاریوس و پگرینی،1987).

 چند اصطلاح مهم

طرح واره رهاشدگی[8]

افرادی که نمیتوانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند و معتقدند که نیاز آن ها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد.( یانگ و همکاران،1397، ترجمه حمیدپور و اندوز)

الگوهای ارتباطی[9] زوجین

به آن دسته از کانال های ارتباطی که به وفور در یک خانواده اتفاق می  افتند الگوهای ارتباطی گفته می شود.( (ترنهلم و یانسن،1996).

بلوغ عاطفی[10]

بلوغ عاطفی توانایی افراد برای مدیریت عواطف خود و همچنین ارزیابی حالت‌های عاطفی دیگران در روابط بین‌فردی، به‌منظور اتخاذ تصمیمات و اقدامات مناسب تعریف می‌شود. برجسته‌ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش و در عین حال بی‌تفاوتی به برخی از محرک‌هایی است که بر فرد اثر می‌گذارند و ممکن است او را دستخوش احساسات منفی ‌کنند (رافیدالی، 2017).

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

فصل 2

ارتباط: مبانی و مفاهیم

مفهوم و اهمیت ارتباط

نیاز و تمایل به ارتباط و تعامل با هم نوعان، نیازی قدرتمند و جهان شمول در میان انسان هاست (هارجی و دیکسون[1] ، ۲۰۰۵، به نقل از نظری، ۱۳۸۹). شاید بتوان گفت که ارتباط یکی از قدیمی ترین و در عین حال عالی ترین دستاوردهای بشر بوده است. ارتباط در گذشته و برای انسان اولیه، علاوه بر کارکردهایی که در حفظ حیات و یاری گرفتن از دیگران داشته زمینه ساز فعالیت ها و سرآغازی بر زندگی اجتماعی نیز بوده است. اما در عصر حاضر اهمیت برقراری ارتباط به حدی است که انسان پیوسته در جهت ابداع و ساخت انواع وسایل، ابزارها، روش و شیوه های کارآمدتر ارتباط جمعی و بین فردی کوشیده است. با وجود آن که ارتباط بین فردی جزء بزرگترین پیشرفت های بشر به شمار می آید. اما انسان های معمولی که قادر به برقراری یک ارتباط خوب و موثر نیستند. یکی از جنبه های طنز آمیز شدن تمدن نوین آن است که اگر چه توسعه ابزارهای مکانیکی ارتباط از آخرین مرزهای دست یافتنی تخیل نیز گذشته است. اما اغلب مردم برقراری ارتباط را کاری دشوار می بینند. در عصر فناوری ما می توانیم به ماه پیام بفرستیم، اما برقراری ارتباط با کسانی که دوستشان داریم را دشوار می یابیم (بولتن[2]، ۱۹۸۷، به نقل از نظری، ۱۳۸۹).

تاریخچه رویکردهای ارتباطی

در سال (۱۹۵۹) کرئیوری بیستون[3] عنوان کرد که خانواده های مختل دارای الگوهای ارتباطی مختل هستند. اولین مفهومی که بیستون عنوان کرده بن بست مضاعف است. در ارتباطی که به بن بست مضاعف ختم می شود موضوع این نیست که فرد چه کار می کند ، بلکه موضوع این است که فرد اصلا نمی تواند پیروز میدان باشد چنین ارتباطی باعث ناکامی در روابط و انزوای فرد می شود. بعدها ویرجینیا ستیر[4] (۱۹۸۳) خانواده درمانی بر اساس رویکرد ارتباطی را توسعه داد و آن را به عنوان یک روش درمانی بین درمانگران گسترش داده است، یکی از کمک های اصلی ستیر، تمرکز بر تغيير الگوهای ارتباطی خانواده به عوض درمان شخصیت آنها بود . این دیدگاه نمونه واقعی از دور شدن از دیدگاه روان پویایی بود که بر آسیب‌های روانی تک تک اعضاء خانواده تمرکز داشت، اریک برن[5] (۱۹۹۱) پایه گذار مکتب تحليل مراوده ای، درمان را بر مراوده ها و تبادلات رفتاری و عاطفی بین انسان ها متمرکز نمود و به طور گسترده به شرح بازی هایی که برای جلب توجه و صمیمیت انجام می شوند پرداخت. او الگوهای ارتباطی حالات مختلف من را ترسیم نمود. برن ارتباط بد را به عنوان مراودهی متقاطع و ارتباط خوب را حرکت به سمت مراودات مکمل تلقی نمود. بعدها گاتمن[6] (۱۹۹۹) توجه خود را به الگوهای ارتباطی ازدواج های موفق و شکست خورده معطوف کرد. تحقیقات او نشان داد که نسبت تعاملات مثبت و منفی زوج های موفق نسبت 5 به ۱ است، گاتمن عنوان می کند وقتی که تعاملات منفی زوج ها از نسبت 5 به ۱ فراتر می رود رابطه تخریب می شود، در این حالت زوج هایی پدید می آیند که بی ثبات بوده، مرتب با هم جنگ و دعوا دارند اما با این حال با هم زندگی می کنند طبق نظر گاتمن روابط پایدار زوجها تعادلی را برای تعامل مثبت و شورانگیز فراهم می کند. رویکردهای ارتباطی مربوط به اختلاف های زناشویی، تعارض ها و کشمکش‌های موجود در روابط زن و شوهر را نتیجه ی مهارت های تابسندهی مراجعان در برقراری ارتباط و یا ناشی از ناتوانی آن در حل موثر مشکلات تلقی می کند( یانگ و لانگ،۱۹۹۸).

تعريف ارتباط

وود[7] (۲۰۰۰) در تعریف ارتباط می نوسید: ارتباط بین فردی یک تعامل گزینشی نظام مند منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده ی شناخت طرفین از یکدیگر است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها می شود. ارتباط فرآیندی است اجتماعی که به وسیله ی آن، اطلاعات، افکار، عقاید و احساسات یک فرد یا گروه یا زبان یا رفتار مشترک به طرف دیگر انتقال می یابد تا سبب تفاهم، هماهنگی و ادراک یا رفتار واحد بین گیرنده و فرستنده شوند.

اجزای اصلی ارتباط

ستیر(2005) معتقد است در هر برهه از زمان، گذشته از موارد نادر کوری و کری عواملی که همه افراد در  جریان  ارتباط  از  آن  بهره  میگیرند،  یکی  هستند.  از  بدنش  استفاده  میکندو  شکل  و  قواره  دارد.  از ارزهایش  استفاده  میکند.  نماینده  مفاهیمی  که  تلاش  او  برای  زیستن  بهتر  و  بهتر  زندگی  کردن  است (بایدهاو شایدهاییکه  برای  دیگران  دارد).  انتظارهایش  از  لحظه  را  به  همراه  دارد  که  خوشه چینی از تجربیات گذشته اوست. اندام های حسی دارد، چشم، بینی، دهان و پوست که او را قادر میسازد که ببیند، بشنود،  ببوید،  بچشد،  لمس  کند  و  لمس  شود.  استعداد  تکلم  دارد،  از  مغزش استفاده  میکند که  مخزن دانش اوست و شامل چیزهایی است که در تجربه گذشته اش یاد گرفته، مطلبی که خوانده و چیزهایی که به او آموخته اند.

پایه های ارتباط

1-ارتباط کلامی

دنیای انسان ها دنیای کلمات و معانی است. همان گونه که یک بافنده با تنیدن تارها و پودها در یکدیگر پارچه می باشد. انسان نیز با تنیدن کلمات در یکدیگر، به زندگی خویش معنا می بخشد. انسان از کلمات برای بیان خویش و معنا بخشیدن به زندگی و فعالیت هایش استفاده می کند. کلمات از آن رو که وسایلی برای انتقال اطلاعات و خلق پیام ها هستند، کار مهمی انجام می دهند ولی خود کلمات اطلاعاتی نیستند که ما انتقال می دهیم. کلمات تنها تصوراطلاعات و اشیا هستند. همان گونه که ما اطلاعاتی برای ایجاد یک پیام کنار هم قرار می دهیم، لغات را برای ایجاد پیام های پیچیده‌تر کنار هم می گذاریم، کلمات به عنوان رسانه هایی برای تبدیل اطلاعات به پیام ها بر روی خود پیام هم اثر می گذارند(شعاع کاظمی، ۱۳۸۹). زبان نقشی دو جانبه بر عهده دارد. از یک طرف منشاء ارتباط است و از طرف دیگر، مخاطب طرف گفت و گو است و به او پاسخ می دهد. ما در زندگی روزمره نه تنها از زبان به عنوان وسیله تعامل اجتماعی سود می جوییم، بلکه به نظر می رسد تنها در صورتی می توانیم زبان را بیاموزیم که ابتدا نحوه ی تعامل را یاد بگیریم (شعاع کاظمی، ۱۳۸۵).

۲- ارتباط غیر کلامی

ارتباط غیر کلامی به این منظور مورد استفاده قرار می گیرد که به همه یا حداقل بخشی از اهداف زیر دسترسی پیدا کند:

  1. جایگزین ارتباط کلامی می شود زمانی که ارتباط کلامی غیر ممکن و نامتناسب است.
  2. ارتباط کلامی را ممکن کرده و به پیام آن اغنا می بخشد .
  3. معنی کلماتی را که بیان شده اند تغییر می دهد.
  4. به طور عمد و غیر عمدی پیامی متضاد با آنچه گفته شده را بیان می کند.
  5. به محاوره نظم می بخشد.
  6. عواطف و نگرش های بین فردی را بیان می کند.
  7. در روابط احترام را نشان می دهد.
  8. هویت اجتماعی و آداب و رسوم فرهنگی و شخصی را از طریق ژست‌های مانند فرم لباس و نوع آرایش بیان می کند (هارجی و دیکسون، ۲۰۰۷، به نقل از نظری، ۱۳۸۹).

مهارت های ارتباطی

برقراری ارتباط با دیگران و تعامل اجتماعی نیازی بنیادی، قدرتمند و همگانی در میان انسان هاست. ما از تعامل لذت می بریم و ثابت شده است که ارتباطات میان فردی سودمند به ایجاد تغییرات مثبت در حالت ها و روحیات هیجانی کمک می‌کند (هارجی و دیکسون، ۲۰۰۶، به نقل از نظری، ۱۳۸۹). ناتوانی در برقراری ارتباط معنادار با دیگران، اغلب منجر به انزوا، تنهایی، ناخشنودی و افسردگی می‌شود گفت و شنود راه اصلی برای تبادل ایده ها و افکار با یکدیگر و مهم ترین جزء ارتباطی است ( بارکر[8] ،۲۰۰۷). گفت و شنود راهی است که از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و می فهمیم که افراد دیگر چگونه احساس می‌‌‌کنند، به چه فکر می کنند و چه کاری انجام می دهند(بارکر، ۲۰۰۷). مهارت‌های ارتباطی به آن دسته از مهارت هایی گفته می شود که افراد از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنند و درگیر تعاملات میان فردی و فرآیند ارتباط شوند. یعنی فرآیندی که افراد طی آن اطلاعات، افکار و احساسات خود را از طریق مبادله ی پیام های کلامی و غیر کلامی با یکدیگر در میان می گذارند. افرادی که دارای سطح بالاتری از مهارتهای ارتباطی هستند، راحت تر با استرس مقابله می کنند، با تغییرات مهم زندگی بهتر انطباق پیدا می کنند و سازگار می شوند و احتمال کمتری دارد از افسردگی، تنهایی و اضطراب رنج ببرند. آنها همچنین از روابط شخصی صمیمانه شخصی خود بیشتر احساس رضایت می کنند هارجی و دیکسون، ۲۰۰۵، به نقل از نظری، ۱۳۸۹).

تفاوت های جنسیتی در ارتباطات

زنان گفت و گو را برای ایجاد صمیمیت می بینند، در حالی که مردان آن را به عنوان یک فرصت برای اثبات پایگاه شان و رقابت بر شرکای محاوره ای خود می دانند. زنان حفظ و تداوم گفت و گو را ضروری و مهم می دانند و به همین دلیل، با سکوت نمودن تا پایان صحبت دیگران و تشویق نمودن آن‌ها به ادامه صحبت و پرسیدن سوالات، به گفت و گو ادامه می دهند. از سوی دیگر، مردان چنین حمایت هایی را وسایلی ضعیف و سست می دانند و ترجیح می دهند تاکتیک های قوی تری را مانند اظهار نظر کردن و قطع کردن صحبت های دیگران به کار ببرند(شعاع کاظمی، ۱۳۸۵).

جان گری[9] (۲۰۰۰) معتقد است که نیازها و خواسته های اصلی زن و مرد متفاوتند و این خواسته ها و نیازها را به صورت زیر متمایز می سازند

١- زن به توجه و مرد به اعتماد نیاز دارد.

۲- زن به درک و مرد به پذیرش نیاز دارد.

٣- زن به صمیمت و مرد به تحسین نیاز دارد.

4-زن به اعتبار و مرد به تحسین نیاز دارد.

5-زن به اطمینان خاطر و مرد به تشویق نیاز دارد.

چاپ کتاب بلوغ عاطفی زوجین

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *