چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

سرشناسه

:

طاهری، سیدمسعود، ‏ ۱۳۵۴‌‌‌‌‏-

‏عنوان و نام پديدآور

:

روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی/ نویسنده سید مسعود طاهری.

‏مشخصات نشر

:

تهران: گنجور‏ ،‌ ۱۴۰۰.

‏مشخصات ظاهری

:

‏‫41ص.

‏شابک

:

‏978-622-7726-70-1

‏وضعیت فهرست نویسی

:

فیپا

یادداشت

:

کتابنامه: ص.۴۱.

‏موضوع

:

زبان عربی — صرف و نحو

‏موضوع

:

Arabic language — Morphosyntax

‏رده بندی کنگره

:

۶۲۰۳ PJ

‏رده بندی دیویی

:

‏‫۷۵/۴۹۲

‏شماره کتابشناسی ملی

:

۸۴۲۰۷۸۲

اطلاعات رکورد کتابشناسی 

:

فیپا

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

 

پیشگفتار:

اصلی­ترین منابع اسلامی را قرآن و سنت تشکیل داده است که همه به زبان عربی فصیح هستند به تبع این منابع سایر کتب اسلامی از علمای بزرگ اکثراً به زبان عربی است برای استفاده از این منابع ارزشمند راهی جز فهمیدن دقیق و صحیح این متون نیست و فهمیدن این متون وابسته به تسلط در حد کفایت به ادبیات عرب است.

علم ادبیات عرب، علم مهم و کاربردی است و در مورد اینکه ادبیات عرب علم آلی یا علم استقلالی است دو دیدگاه وجود دارد و اکثر افراد معتقد هستند که این علم، علم استقلالی است و از این نکته که علوم عرب باید در خدمت بقیه­ی علوم باشد غافل شده­اند. ما وقتی از ادبیات عرب بحث می­کنیم در رابطه با جایگاه ادبیات در لسان دین و لسان اهل بیت (ع) صحبت می­کنیم. در قبل از اسلام عرب های جزیره العرب در اوج فصاحت و بلاغت بودند و این ویژگی در شعرهای آنان آشکار بود. با ورود اسلام تنها کتاب آسمانی و قانون اساسی قرآن کریم است وقتی قرآن کریم نازل شد مسلمانان زیادی از غیر عرب ها که آشنایی با زبان عربی نداشتند وارد اسلام شدند و فهمیدن آیات قرآن برای آنها مشکل اساسی بود. امیرالمؤمنین این نیاز را دریافتند و فرمودند که در مورد شناخت واژگان و اعراب کلمات باید علمی وضع شود تا از خطا و اشتباه معنوی قرآن در امان باشیم.

در مثال این قضیه، شخصی آمد نزد امیرالمؤمنین و آیه­ای از قرآن را به صورت اشتباه خواند و پس از آن حضرت دستور دادند که باید قواعدی برقرار شود. راجع به اینکه ما اعراب کلمات، خصوصیات کلمات و اشتقاق کلمات را چگونه بدست بیاوریم. بطور کلی برای علوم و ادبیات عرب 12 زیر مجموعه ذکر شده است که شامل: نحو، صرف، عروض، قافیه، لغت، قرض الشعر، انشاء، خط، بیان، معانی، تاریخ و اشتقاق می باشد که در اکثر این موارد اهل بیت (ع) ورود مستقیم داشته اند.

 

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

فهرست مطالب

پیشگفتار. 7

بخش اول / علم صرف… 11

تعریف صرف… 11

فایده صرف… 12

موضوع علم صرف… 12

تعریف کلمه. 12

جامد و مشتق.. 13

تعریف لفظ… 13

تعریف اسم.. 14

ویژگی های اسم.. 14

مرتبه اسم.. 14

شناخت اسم از نظر تعداد. 15

الف) جمع مذکر سالم.. 15

ب) جمع مؤنث سالم.. 15

ج) جمع تکسیر (جمع غیر سالم) 16

اسم مذکر و مؤنث… 16

علامت مؤنث سه نوع است… 17

معرب و مبنی.. 17

اصل در مبنیات… 18

معرفه و نکره 18

اقسام اسم معرفه. 18

تجزیه اسم.. 19

تعریف فعل.. 20

علامتهای فعل.. 20

تعریف فعل ماضی.. 20

طرز ساختن فعل ماضی.. 21

فعل مضارع. 21

طرز ساختن فعل مضارع. 21

تعریف فعل امر. 21

طرز ساختن فعل امر. 21

طرز ساختن فعل امر غائب… 22

طرز ساخت امر حاضر (مخاطب) 22

فعل معرب و فعل مبنی.. 22

فعل معلوم و فعل مجهول.. 22

فعل لازم و متعدی… 23

فعل سالم و غیر سالم.. 23

فعل معتل.. 24

فعل ثلاثی و رباعی.. 24

تجزیه فعل.. 25

حرف در زبان عربی.. 25

انواع حروف عامل.. 25

مثال برای تجزیه. 28

بخش دوم / علم نحو. 29

تعریف علم نحو. 29

تاریخچه علم نحو. 30

تعریف کلام. 30

اقسام کلام. 31

مرفوعات… 31

اقسام مبتدا 32

منصوبات… 33

مجرورات… 36

توابع.. 36

مثال برای ترکیب… 38

منابع و مآخذ. 41

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

 

قسمتی از کتاب

تعریف صرف:

صرف در لغت به معنای برگرداندن و تغییر است و در اصطلاح به معنای تغییر صورت کلمه به وسیله تغییر حروف و حرکات آن، برای به دست آوردن معانی مختلف. مانند ضَرَبَ، یَضرِبُ، إِضرِب که از مادۀ ضَرب به معنای زدن گرفته شده­اند.

فایده صرف:

هم چنانکه در تعریف علم صرف گفته شد برخی از کلمه ها از کلمات دیگر گرفته می شوند لذا فایده مهم علم صرف شناخت صورت های مختلف الفاظ و پی بردن به معنای آنها است.

علم صرف نزد اکثر علماء به عنوان «تصریف» مطرح است واژۀ «تصریف» از نظر لغوی به همان معنای «صرف» است و فقط معنی برگرداندن در آن بیشتر لحاظ شده و دلالت بر مبالغۀ آن دارد.

موضوع علم صرف:

موضوع علم صرف عبارت است از کلمه به لحاظ تغییراتی که در صورت و حروف آن ایجاد می شود. علم صرف درباره ذات کلمه قبل از ترکیب آن سخن می گوید. از این رو بر علوم دیگری که کلمه را بعد از ترکیب آن بررسی می کنند مانند علم نحو مقدم است.

تعریف کلمه:

کلمه در اصطلاح صرف عبارت است از لفظ مفردی که برای معنائی وضع شده باشد مانند علی و حسن.

 کلمه در زبان عربی بر سه قسم است: 1- اسم 2- فعل 3- حرف.

1- تعریف اسم: اسم دلالت بر معنای مستقلی می کند بدون قید زمان مانند علی.

2- تعریف فعل: فعل دلالت بر معنای مستقلی می کند با قید زمان مانند ضَرَبَ یعنی (زد) در زمان گذشته.

3- تعریف حرف: حرف دلالت بر معنای مستقلی نمی کند و باید در جمله قرار بگیرد که معنایی از آن فهمیده شود مانند مِن به معنای (از).

نکته مهم:

1- نحویون در کلام عرب تتبع کرده اند و جز این سه گونه کلمه، کلمه ای دیگر نیافته اند و اگر جز این سه نوع، کلمه ای دیگر می بود هر آینه بدان دست می یافتند.

2- صورت و شکل حروف همیشه ثابت است و اگر گاهی تغییری نیز در آن صورت گرفته بسیار نادر است از این رو در علم صرف از حروف بحث نمی شود.

جامد و مشتق:

در میان کلمات عربی برخی جامد هستند یعنی از چیز دیگری گرفته نشده اند و برخی مشتق یعنی از کلمه دیگر گرفته شده اند. لفظ جامد مانند «عِلم» که از چیزی گرفته نشده، و مشتق مانند کلمات «عَلِِمَ، یَعلَمُ، اِعلَم» که از لفظ «عِلم» مشتق شده اند.

تعریف لفظ:

لفظ در لغت به معنای دور انداختن و پرتاب کردن است خواه از دهان باشد یا چیز دیگر، و خواه آنچه از دهان انداخته می شود صوت باشد یا غیر آن.

لفظ بر دو قسم است: 1- مستعمل 2- مهمل.

1- لفظ مستعمل دارای معنا است مانند زید و 2- لفظ مهمل دارای معنا نیست و تنها صدائی است که بر یکی از مخارج حروف تکیه دارد مانند دیز

تعریف اسم:

اسم لفظی است که بر چیزی که اسم بر او نهاده شده (مسمّی) دلالت کند مانند لفظ رَجُل.

ویژگی های اسم:

ویژگی­های اسم که در همه منابع تکرار شده است و هر یک از آن ها می تواند اسم بودن کلمه را ثابت کند این هاست:

1- بتوان آن را مسندالیه جمله ساخت و از آن خبر داد.

2- بتوان با افزودن حرف تعریف «ال» یا با اضافه کردن به یک اسم معرفه آن را معرفه ساخت.

3- شایستگی پذیرش تنوین و حرف جر داشته باشد.

4- در موصوف و منادا واقع گردد و….

مرتبه اسم:

مرتبه اسم در میان انواع سه گانه کلمه نیز مناقشات فراوانی برانگیخته است و عموماً آن را در مرتبه نخست می نهند.

شناخت اسم از نظر تعداد:

اسم از نظر دلالت بر تعداد به مفرد، مثنی و جمع تقسیم می شود.

1- اسم مفرد: اسمی است که بر فرد دلالت دارد مانند قَلَم (یک قلم)

2- اسم مثنی: اسمی که بر دو نفر دلالت دارد مانند معلمان و معلمَینِ (دو معلم)

3- اسم جمع: که بر بیشتر از دو عنوان دلالت دارد و خود به سه نوع تقسیم می شود:

الف) جمع مذکر سالم

ب) جمع مونث سالم

ج) جمع تکسیر (غیر سالم)

الف) جمع مذکر سالم:

اسمی است که بر بیشتر از دو شخص مذکر و یا دو صفت مذکر دلالت می کند مانند معلمون و معلِمین جمع هستند چون بیشتر از دو عنوان را شامل می شوند مذکر هستند چون در بردارنده اسم یا صفت مذکر هستند سالم هستند چون علامت جمع را از آخر آنها برداریم مفرد آنها سالم است.

ب) جمع مؤنث سالم:

جمعی است که شامل بیش از دو اسم مؤنث می شود.

جمع مؤنث سالم: اسم مؤنث+ (ات زائد) مانند مؤمنات و مسلمات.

ج) جمع تکسیر (جمع غیر سالم):

اسمی است که از شکسته شدن ظاهر اسم معنی جمع پیدا می کند و این نوع جمع سماعی است و تابع قاعده مشخصی نیست زیرا گاهی با کم کردن حرفی از اسم معنی جمع پیدا می کند مثل (کتاب: کُتُب) گاهی با اضافه کردن حرفی یا حروفی به اسم معنی جمع پیدا می کند مثل (یوم: أیام) و گاهی با تغییر ظاهر اسم معنی جمع پیدا می کند مثل (ماءِ: میاه) (بحر: بحار)

اسم مذکر و مؤنث:

اسم از لحاظ دلالت بر جنس دو نوع است مذکر (نر) و مؤنث (ماده) هر یک از این دو نوع به دو قسم حقیقی و یا مجازی تقسیم می شوند.

1- اسم مذکر حقیقی: اسم یا صفتی که خاص انسان یا حیوان نر باشد مانند رَجُل- عاقِل.

2- اسم مذکر مجازی: آن اسمی است که ظاهراً مذکر است ولی شامل انسان و حیوان نمی شود مانند قلم- کتاب

3- مؤنث حقیقی: اسم یا صفتی که ویژه انسان یا حیوان ماده باشد مانند مریم

4- مؤنث مجازی: اسم یا صفت مؤنثی که ویژه انسان یا حیوان ماده نباشد مانند شمس- ارض

نکته(1): اگر اسمی در صورت ظاهری مؤنث باشد ولی به مذکر تعلق داشته باشد به آن مؤنث لفظی می گویند مانند معاویه- طلحه

نکته (2): اگر اسمی علامت مؤنث را نداشته باشد ولی به مؤنث تعلق داشته باشد به آن مؤنث معنوی می گویند مانند مریم- زینب

علامت مؤنث سه نوع است:

الف) ة که به آن تاء تأنیث گویند مانند فاطمه

ب) الف مقصور: مانند عذری

ج) الف ممدود: مانند حمیراء

برای پی بردن به جنسیت اسمی که علائم مؤنث در آن نیست. باید یا از کتب لغت استفاده کرد یا اینکه در جمله از فعل یا صفتی که برای آن به کار رفته است تشخیص دهیم که آن اسم مؤنث است یا مذکر.

معرب و مبنی:

اگر حرکت حرف آخر کلماتی در نقش­های متفاوتی که می پذیرد تغییر کند به آن ها «معرب» و اگر تغییر نکند به آن ها «مبنی» می گویند.

 به کلماتی مانند «الله» و « النبیون» که در نقش های مختلف، حرکات و حروف آخر آنها تغییر می کند «معرب» و به این تغییرات «اعراب» گفته می شود. کلماتی مانند «هذا» که در نقش های مختلف، تغییری در آخر آنها صورت نمی گیرد «مبنی» بوده و به این ویژگی تغییرناپذیری «عدم تغییر آخر کلمه در نقش های مختلف» «بناء» گفته می شود.

اصل در مبنیات:

اصل در مبنیات «اعم از اسم و فعل و حرف» نیز مبنی بر سکون بودن است و گاهی نیز از این اصل عدول شده و برخی از کلمات مبنی بر کسر یا ضم یا فتح می شوند چنان چه ابن مالک گفته:

کُلُّ حرفٍ مستحق للبناء و الاصل فی المبنی اَن یُسَکَّنا …..

و منه ذو فتح و ذو کسر و ضم کاین امس حیث و الساکن کَم

در حروف کل حرف ها مبنی هستند و در اَفعال فعل ماضی و فعل امر مبنی می باشند و در اسماء اسم های مبنی عبارتند از: 1- ضمایر 2- اسماء اشاره 3- اسماء موصول 4- اسماء شرط 5- اسماء استفهام 6- اسماء افعال 7- برخی کنایه ها 8- برخی ظروف.

معرفه و نکره:

یکی از تقسیمات اسم معرفه یا نکره بودن است «معرفه» اسمی است که برای دلالت بر چیز یا شخص معینی وضع شده باشد. (نکره) اسمی است که بر افراد شایع در جنس خودش دلالت می کند (و ما خلق الله من شیء) که شیء نکره است.

اقسام اسم معرفه:

اسم معرفه شش گونه است:

1- ضمیر: کلمه ای است که بر متکلم، مخاطب یا غایب دلالت دارد مانند اَنا، انت و هو

2- علم: اسمی است که بر شخص یا چیز معینی دلالت می کند که مطلقا مشخص است مانند عیسی، محمد و …

3- اسم اشاره: کلمه ای است که با اشاره بر مسمی دلالت کند مانند (ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون)

4- موصول: نیازمند به صله و ضمیری است که به خودش برگردد مانند الذی

5- اسم محلی به ال: ال (الف و لام) یا عهدی است مانند (فیها مصباح المصباح فی زجاجه) یا جنسی مانند (و خلق الانسان ضعیفا)

6- اسم مضاف به معرفه: یعنی کلمه غیر معرفه که به معرفه افزوده شود مانند (ان هذا الا اساطیر الاولین)

تجزیه اسم:

اسم: 1-عدد 2- جنس 3- جامد و مشتق 4- معرفه و نکره و نوع نکره 5- معرب و مبنی

مثال: شهرُ، رمضان، الله، السیئات، الحسنات

شهر: مفرد، مذکر، جامد غیر مصدری، معرفه به اضافه، معرب

رمضان: مفرد، مذکر، جامد غیر مصدری، معرفه به علم، معرب

الله: مفرد، مذکر، جامد غیر مصدری، معرفه به علم، معرب

السیئات: جمع سالم، مؤنث، جامد غیر مصدری، معرفه به ال، معرب

الحسنات: جمع سالم، مؤنث، جامد غیر مصدری، معرفه به ال، معرب

تعریف فعل:

فعل بر انجام دادن کار یا روی دادن حالتی در زمان خاص دلالت می کند زمان فعل ماضی و مضارع و امر می باشد.

علامتهای فعل عبارتند از:      

1- خبر واقع می شود.

2- قد بر سر فعل قرار می گیرد.

3- س و سوف بر سر فعل مضارع می آید.

4- حروف جزم و یا نصب بر سر آن می آید.

5- ضمایر متصل مرفوعی می گیرد

6- ت تأنیث فعل می گیرد

7- نون تأکید می پذیرد.

8- صرف می شود.

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

چاپ کتاب روش تجزیه و ترکیب در زبان عربی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *