چاپ کتاب مجموعه ماه مارال

چاپ کتاب مجموعه ماه مارال

 

سرشناسه

:

مینائی، مریم‏‫، ‏‫۱۳۶۱‏-

‏عنوان و نام پديدآور

:

بوسه بر قلب ماه/ مریم مینائی” مارال”.

‏مشخصات نشر

:

تهران: گنجور‏‫، ۱۴۰۰.

‏مشخصات ظاهری

:

‏‫182ص.‏‫؛ ‎۲۱/۵×۱۴/۵س‌م.

‏فروست

:

مجموعه ماه مارال‏‫؛ دفتر دوم.

‏شابک

:

978-622-7621-63-1 : ‏‫۲۸۰۰۰۰ ریال

‏وضعیت فهرست نویسی

:

فیپا

‏موضوع

:

شعر فارسی– قرن ۱۴

‏موضوع

:

Persian poetry — 20th century

‏رده بندی کنگره

:

PIR۸۳۶۱

‏رده بندی دیویی

:

۸فا۱/۶۲

‏شماره کتابشناسی ملی

:

۷۶۲۴۸۲۷

 

سرشناسه

:

مینائی، مریم‏‫، ‏‫۱۳۶۱‏-

‏عنوان و نام پديدآور

:

دور اما نزدیک/مریم مینایی “مارال”.

‏مشخصات نشر

:

تهران: گنجور‏‫، ۱۴۰۰.

‏مشخصات ظاهری

:

‏‫184ص.

‏فروست

:

مجموعه ماه مارال‏‫؛ دفتر اول.

‏شابک

:

‏‫978-622-7621-62-4

‏وضعیت فهرست نویسی

:

فیپا

‏موضوع

:

شعر فارسی– قرن ۱۴

‏موضوع

:

Persian poetry — 20th century

‏رده بندی کنگره

:

‏‫8361PIR

‏رده بندی دیویی

:

‏‫62/1فا8

‏شماره کتابشناسی ملی

:

۷۶۱۹۷۰۸

 

 

قسمتهایی از کتاب

ماه مارال مجموعه شعری است عاشقانه که با تولد احساسی ناب قدم به سرزمین قلبم گذاشت و دنیای مرا روح تازه‌ای بخشید .

امید است که این مجموعه بتواند با روح مخاطب ارتباط برقرار کند و حال خوب را به شما عزیزان هدیه نماید.

 

مریم مینائی

فروردین ماه 1400

“خزان “

شُر شُر باران ز ابر

گردش دوران به کام

برگ برقصد وزین

باد بیامد دوان

بَه که چه رنگین کمان

بَه که چه آرام جان

گشت بهشتی عیان

در دل این خاک جان

در عجبم نام آن

چون شده فصل خزان !!!

عشق برازنده است

بر تن این ، خاک جان

 

 

“پاییز جان “

بیا پاییز جانم

تو را لای کتاب شعر

بر طاقچه پُر مِهر دلم بگذارم

و تمام خوبی هایت را

برای یک عمر، پس انداز کنم!!!

 

“پارادوکس “

گاه باید دمی را آسود

بی حسرت گذشته

بی ترس از …

فردای نامَده !!

که این روزها …

زندگی سخت ساده است!!!

 

 

” آسمان شب”

ای کاش …

کلید خاموشی چراغ های شهر را

در دست داشتم !!

آخر من …

آسمان شب را

با نور مهتابی رنگ ماه

دوست تر می دارمش !!!

 

 

 

“کوچه “

باز این کوچه ، در این فصل

به صد رنگ

مرا برد ، به آن روز

چنین مست

به کاشانه ی خویش !!!

 

 

“قسم “

قسم به برگ ریز پاییز

قسم به انار سیاه قسم

قسم به خاطره ها

به دل تنگ و یار قسم!!

 

 

“کُما “

بعضی از اتفاق ها

یه چیزی هستن شبیه

“حال کُما “

داری به اطراف نگاه می کنی

اما انگار …

نه باور داری

نه دلت می خواد باور کنی

همان قدر گیج

همان قدر معلق

همان قدر بی صدا !!!

 

 

“عاشقانه‌ها “

در این هوای دل انگیز

که هُرم نفس های تو باشد

باد دلربا بوزد ، رقص گیسوان فقط برای تو باشد !!

تمام زمین و زمان

سر به پا گوش است

صدای نم نم باران

ترانه خوان غزل های تو باشد !!

نسیم بخندد ، شکوفه ها شکفد

آن گَه که

صدای یاکریم سحر

یک سر فقط

“عاشقانه ها برای تو باشد “

 

 

“خلوص “

این که چند بهار و پاییز را پشت سر گذاشته

یا این که چند زمستان

دانه های درشت برف را به چشمان خود دیده

درست نمی دانم !!

اما همین قدر می دانم

که چشمان تیله ای اش

هنوز دلربا می درخشد

و خلوص چهره اش

مهربانی درونش را

چه خالصانه فریاد می کشد !!!

 

 

 

 

“شعر سپید “

روزگاران شده چون

شعر سپید!!!

شده چون …

زلف پریشان و دلارام درختان

چون بید !!!

و من آن کودک شهر

که دلش چون خورشید

غرق افکار قشنگ

غرق دنیای سپید

من دلم می خواهد

پاک و کودک باشم

تا ابد تا خورشید

گر چه دنیا همه رنگ

گر چه خوبی نادید !!!

 

“غریبانه “

ما هرگز …

جای فرد دیگری نیستیم!!!

پس درکت می کنم

می تواند …

غریبانه ترین

پارادوکس دنیا باشد !!!

 

 

“روزگار “

چون کودکی غریب

در این روزگار سخت !!!

تنها قلم شده

پشت و پناه من !!!

 

 

8 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *